تبليغاتX
وبلاگ شخصی روح الله جمعه ای

حوادث پس از انتخابات موید شکل گیری ادبیات نوینی در نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد . حضور و مقاومت مخالفان دولت مستقر وحاکم از پدیده هایی می باشد که حاصل حوادث و رویدادهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری می باشد .

جمعی از فعالان سیاسی و نخبگان اجتماعی از همان بدو آغاز به کار دولت نهم به واسطه برخی ساختار شکنی هایی که آقای احمدی نژاد در نحوه  اداره کشور از خود بروز داد نسبت به نتایج این اقدامات تردید داشتند و با تداوم و اصرار دولت نهم در پیگیری روش منحصر به فرد خود، این تردیدها به مخالفت و در کوتاه مدت به معارضه جدی میان موافقان و مخالفان دولت تبدیل شد.

البته از همان ابتدای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ، موافقت ومخالفت با دولت حاکم و مستقر وجود داشت و اصل حضور و فعالیت آنها همواره مورد تاکید و پذیرش مقامات عالی رتبه نظام بود . چنانچه در دو دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری شاهد گستردگی این اختلافات حتی درون دولت و به طور مشخص میان نخست وزیر و رییس جمهور بودیم ، در دوره های آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی نیز این اختلافات و تعارضات وجود داشت و همواره به عنوان نشاط و شادابی فضای سیاسی کشور و شاخص مردم سالاری دینی عیار سنجی می شد .

در دوره نهم نیز این اختلافات به طور طبیعی وجود داشت و مخالفان و موافقان دولت به مرزبندی میان یکدیگر می پرداختند و بر اساس مصالح و منافع مورد نظر خود و نوع برداشت خود در دفاع از نظام و حاکمیت ملی به ارزیابی و سنجش رفتار یکدیگر می پرداختند .

اما در اواخر دوره دولت نهم برخی عوامل باعث شدت گرفتن اختلافات تا حد تعارض و درگیری و نهایتا تخاصم شد .

دولت مستقر و حاکم با مطلق پنداشتن خود در خیرخواه بودن انحصاری نظام و برتر دانستن منش و روش خود در مقابل سایر سلایق در پیشبرد امور و اداره کشور که همواره با چاشنی دین و مذهب و اعتقادات بود باعث شکل گیری طبقه ای در جامعه ایرانی شد که دولت نهم را نهایت آمال و آرزوهای خود تصور می کردند و این دولت و شخص رییس جمهور را به مثابه منجی نه تنها ایران بلکه جهان تلقی کرده و از این رو کوچکترین نقد و تعرض به دولت را از دسیسه های بیگانگان و حاصل تلاش دولتمردان غربی و عربی و منتقدان را در صف عوامل سرویس های امنیتی دشمن قلمداد می کردند ، بهره گیری گسترده و بی حد و مرز شخص اول دولت از رسانه ها به ویژه رسانه ملی که به صورت روابط عمومی دولت عمل می کرد موجی از مثبت انگاری را به سود دولت دامن می زد .

و از سوی دیگر منتقدان و مخالفان دولت با زیر سوال بردن افراطی تمامی فعالیت ها و اقدامات دولت نهم به گونه ای تخطئه آمیز و به استهزا گرفتن دولت ،به صورتی که گویی دولت نهم هیچ نمره موفق و مثبب در کارنامه خود ثبت نکرده است و نکته تاسف بارتر آنکه برخی جریانات افراطی سابقه دار نیز با نفوذ تحمیلی خود بر جریان منتقد دولت به فضا سازی پرداختند و تمایلات و اظهارات خود را سرآمد گفتار و مواضع منتقدان به دولت به تصویر کشیدند و به این باور غلط و نادرست دست زدند که منتقدان و مخالفان دولت همگی از یک جنس هستند و آن هم  جنسی که آنها، آن را مصداق اتم و اکمل انتقاد از دولت تبیین می کردند یعنی دولت مستقر دولت ناکارآمد و ضعیف به تمام معنا و پیش درآمد قوت گرفتن جریان سکولار در کشور می باشد .

این تحلیل غلط ، ناخواسته فضایی را ایجاد کرد که گویی برون داد جریان منتقد استحاله کلیت نظام و شکل گیری یک نظام سکولار می باشد و جمهوریت نظام از اسلام تهی خواهد بود .

نقطه اوج برخورد این دو تفکر انحرافی یعنی مطلق انگاری حامیان و هوادارن دولت مستقر در خیرخواه پنداشتن خود  و قوت گرفتن جریانات افراطی سابقه دار به عنوان سرآمد منتقدان و مخافان دولت در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از آن بروز و ظهوری جدی پیدا کرد .

متاسفانه در این تخاصم و رجز خوانی که به طور رسمی نیز در جریان مناظره ها علنی و آشکار مطرح شد ، جریان دلسوز و متعادل و قوه عاقله و منطقی نظام به محاق رفت و گاهی نیز ناجوانمردانه مرغ عروسی و عزای دو جریان مذکور قرار گرفت ، دو طیف افراطی شکل گرفته در دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب برای قدرت نمایی سراغ تمامی دستاوردهای مادی و معنوی و حیثیتی انقلاب رفتند و ذخایر انقلاب را در بحث و مناظره و شعار و... به حراج گذاشتند و نتیجه اقدامات افراطیون حوادثی بود که پس از انقلاب بر این نظام و کشور و مردم تحمیل شد.

اما نکته اساسی آنکه در جریان حوادث پس از انتخابات مخالفت با دولت مستقر صورتی جدی و اساسی به خود گرفته است و این بار برخی از موافقان نظام جمهوری اسلامی و آنانکه دل در گرو انقلاب دارند و پایبند به قانون اساسی می باشند علنا خواستار سقوط و خاتمه فعالیت دولت دهم حتی پیش از سر آمدن حداکثر زمان قانونی می باشند و این تمایل خود را مخفی نمی کنند . مخالفان جدید دولت با حفظ اصول نظام ،نقد و تعرض به دولت را جدای از مخالفت با نظام معرفی می کنند و ظرفیت نظام را بالاتر از دوام و یا زوال یک دولت 4 ساله یا 8 ساله می دانند و از این رو در اقدامات خود به دنبال تثبیت این ادبیات نوین در مناسبات قدرت میان گروه های سیاسی و موثر نظام هستند که بر فرض سقوط دولت، نظام نه تنها آسیب نبیند بلکه مقتدرتر و باثبات از گذشته مسیر خود را بپیماید .

شیوه نقد جدید معترضان نه تنها تهدیدی برای نظام نیست بلکه می تواند نقطه قوت و بالندگی دولت و نظام نیز باشد ، دولت می تئواند به ضعف ها و کاستی های خود واقف شود برا بقای خود به سراغ اصلاح کژی ها رود و نظام نیز در این سیر به پالایش عناصر کارآمدی که بدون ضوابط اصولی و بنیادین و با یاری جستن از احساسات عمومی به قدرت رسیده اند بپردازد و همواره از دولتمردان خود طلبکار احقاق حقوق ملت خود باشد .

البته از آنجاییکه این پدیده نوظهور هنوز نتوانسته است جای خود را در مناسبات قدرت به خوبی تبیین و تفسیر کند در معرض سوء استفاده برخی عناصر فرصت طلب می باشد عناصری که با پیروزی انقلاب و حاکمیت یافتن مردم بر سرنوشت خود ، منافع خود را از دست دادند و آنچه را که برای خود می خواهند با وجود جمهوری اسلامی دست نیافتنی می دانند از هر فرصتی برای ضربه زدن به نظام مردمی جمهوری اسلامی استفاده می کنند، هم اکنون فعال شده و سعی فراوان دارند تا مخالفت و انتقاد معترضان نسبت به عملکرد دولت در دوره نهم و برگزاری انتخابات را به مخالفت با نظام تعمیم دهند و در آب گل آلود شده ماهی خود را صید کنند .

  جالب اینکه در این فضای به وجود آمده حتی گروهک های تروریستی منافقین و تجزیه طلب ، دودمان سرنگون شده طاغوت و حتی دولتمردان برخی کشورهای دشمن به طمع افتاده و قصد بهره برداری از این شرایط را داردند .

لذا به نظر می رسد شایسته است زعمای قوم و نظام و گروه های سیاسی و موثران اجتماعی و در یک کلام خواص و نخبگان با حفظ  اختلافات و انتقادات خود به این وضعیت سر و سامان داده و برای تقویت نظام و پذیرفتن اصالت نقد و فعالیت قانونی منتقدان به دولت مستقر و حاکم شرایط مبارزه و رقابت با دولت را در نظام نهادینه کنند و اجازه ندهند مسیر نقد و اعتراض به عملکرد دولت و دولتمردان به مسیر مخالفت و یا براندازی نظام تغییر نام دهد و فضای رادیکالی و افراطی برای حذف بخشی از معتقدان  و ملتزمان به صیانت از نظام و انقلاب به وجود آید و فرصت طلبان بیش از گذشته به ایجاد تلقی شکاف میان مردم و نظام بپردازند .

 

 

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 17:13 | لینک  | 

پرونده هسته ای ایران در مرحله ای حساس قرار گرفته است ، در بررسی و تحلیل این پیچیدگی نمی توان از نقش تیم مذاکره کننده و به ویژه سیاست های دولت نهم و دهم غافل ماند.

بدون تردید اقدامات موثر و قاطعی که دولت نهم در اوائل شکل گیری خود در صیانت از حقوق مسلم ایرانیان انجام داد بر کسی پوشیده نیست ، تحرکاتی که با تدبیر و دوراندیشی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و بهره گیری از تمامی توان و تجربیات صورت پذیرفت موفقیت های قابل توجهی را به ارمغان آورد ، اما پس از مدتی توفیقات و پیشرفت هایی که حاصل زحمات و جانفشانی و تدابیر مجموعه مسوولین نظام جمهوری اسلامی ایران در طول سی سال گذشته بود به یکباره ابزار قدرت نمایی و فخر فروشی دولت نهم قرار گرفت و مسیر واقعی توسعه و پیشرفت به صحنه نمایش ومانور و قدرت نمایی و حتی ایرادگیری و تهمت زنی به پیشینیان تبدیل شد در کنار این اقدام ناصواب تیم مذاکره کننده نیز در فحوای این تلقی نادرست خود را بی نیاز از مشاوره و بهره گیری از تجربیات ارزنده گذشته نظام قلمداد نمود و پرونده فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران به چالشی جدی در مناسبات بین المللی تبدیل شد .

بلندپروازی ها و دوری از واقع بینی های بین المللی و توجه به حواشی بی اهمیت (مانند نوع اتومبیلی که مذاکره کننده هسته ای کشورمان برای عزیمت به فرودگاه استفاده می کند)  باعث شد مذاکرات هسته ای ایران در دام ترفند نظام سلطه قرار گیرد و تیم مذاکره کننده عرصه بازی را برای جمهوری اسلامی ایران تنگ نمایند.

پیشنهاد اخیر البرادعی در وین که بنا بر شواهد در بدو امر با استقبال تیم مذاکره کننده ایرانی و حتی ارائه قول های ضمنی به 6 کشور مقابل همراه بود متضمن درگیر ساختن ایران با چالشی بود که در هر سوی آن حفظ منافع ملی کشورمان دور از ذهن و بعید می باشد .

نظام سلطه در طرح خود پیشنهاد کرده بود جمهوری اسلامی ايران ملزم به فرستادن سه چهارم ذخاير شناخته شده اورانيوم با غناي پايين خود به روسيه شود  تا در اين كشور فراوري شود و سپس اين محموله براي تبديل شدن به ميله هاي سوخت به فرانسه ارسال شود آنگاه  اين ميله هاي سوخت براي استفاده در راكتوري تحقيقاتي و ساخت ايزوتوپ هاي پزشكي در تهران به ايران بازگردانده خواهد شد  .

پیشنهادی که معنای واقعی و صحیح آن ارسال تمام اندوخته ها به غرب می باشد، محصولاتی  که حاصل تلاش و مجاهدت دانشمندان هسته ای کشورمان و مقاومت و ایستادگی و تحمل مشکلات ایرانیان و مقابله با تحریم های ناجوانمردانه از سوی نظام است .بدون تردید  پذیرش این پیشنهاد به معنای نوعی تعلیق و پذیرش مطالبات ناحق نظام سلطه می باشد .

اما روی دیگر سکه نیز که حاصل عملکرد تیم فعلی مذاکره کننده می باشد چندان خوشایند نیست  به این معنا که نپذیرفتن این طرح هم چالش بزرگتری را پیش روی ایران قرار می دهد ، چالشی که این بار همراهی و انسجام بیشتر 6 کشور طرف مذاکره کننده با ایران را به همراه خواهد داشت .

اما سوال این است چه کسانی مسوول قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در این تنگنا هستند ؟ آیا می توان باز هم مذاکره کنندگان پیشین ایرانی را متهم کرد و آنها را مسوول پیشامد چنین وضعیت ناخوشایندی دانست ؟

شاید میزان توجه و رضایت مقامات عالی رتبه نظام به سیاست های دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان در اظهارات رییس کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس نهفته باشد که گفته بود : تصمیم هسته ای با نظر رهبری قابل اجراست.

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 16:34 | لینک  | 

رئیس جمهوری اسلامی ایران قصد دارد تا از تمام فرصت های خود در دوره های ریاست جمهوریش برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحده استفاده کند، اما آیا صرفا انجام سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک استفاده مناسب از این فرصت است؟ یا این فرصت مربوط به منافع 70 میلیون ایرانی و مصالح تمدن عظیم این مرز و بوم می باشد ؟

پاسخ این سوال بسیار واضح و بدیهی است ؛ دولتمردان و مقامات یک کشور وظیفه دارند از تمامی فرصت های پیش رو برای ارتقا جایگاه کشور و ملت خود نهایت استفاده و بهره برداری را داشته باشند و استفاده بهینه از فرصت ها مبنای ارزیابی و قضاوت تدبیر و درایت و تیزهوشی مسئولان قلمداد می شود.

تردیدی نیست چهار سفر پیشین آقای احمدی نژاد در 4 سال دوره اول ریاست جمهوری خود دستاورد ملموس و عینی نداشته است البته اگر مواردی مانند ماجراهای هاله نور یا دانشگاه کلمبیا را استثنا نمائیم به سختی می توان آثاری در خور توجه از حضور رئیس جمهور در نیویورک یافت.

انتظار می رود آقای احمدی نژاد با توجه به شرایط رو به تغییر عرصه بین الملل که طرحی نو در مناسبات جهانی پدید آورده است، این فرصت را برای منافع ملی کشور هزینه نماید و از طرح مباحث و موضوعات کلی که غالبا نیز ارتباطی با وظایف مصرحه رئیس جمهور در قوانین عادی و اساسی ندارد پرهیز کند .

حوادث ناگوار داخلی پس از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی که مستلزم تبین و توجیه دقیق و اساسی افکار عمومی جهان می باشد ، پرونده فعالیت های صلح آمیز هسته ای ، حضور پررنگ و قابل تامل ایالات متحده آمریکا پیرامون کشورمان ، تولید مواد افیونی در افغانسان ، حضور و فعالیت گروهک های تروریستی در شرق و غرب کشور که هر از گاهی استقلال و وجدان مردم را جریحه دار می سازند، تهدیدات و ماجراجوئی های رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، حفظ منافع کشور در دریای خزر و خلیج فارس،رمز گشائی از تمایلات ایالات متحده بر مذاکره رسمی و مستقیم با جمهوری اسلامی و از همه مهمتر بحران شدید اقتصادی که موج های شدید آن آرام به پیکره اقتصادی کشور لطمات جدی وارد ساخته است از جمله مواردی است که رئیس جمهوری اسلامی می تواند با حضور خود در سازمان ملل متحد و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل و همچنین ملاقات با مقامات سایر کشورها در راستای منافع ملی اقدام نماید.

در هر حال این فرصت پنجم رئیس جمهور می تواند نمایانگر دقیق و عملی بکارگیری دیپلماسی هوشمندانه و نوین و به روز شده در استفاده بهینه از فرصت ها و مواجهه با تهدیدات نوین باشد.

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 0:10 | لینک  | 

تغییرات عرصه بین الملل و به ویژه تحولات اخیر در مناسبات میان ایالات متحده آمریکا و اروپا و سایر قدرت های مطرح جهان که در سایه بحران اخیر اقتصادی و همچنین ناکامی نومحافظه کاران آمریکائی در یکجانبه گرائی به وجود آمده است فرصت ها و تهدیدهای نوینی را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار داده است .

جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر فعال عرصه منطقه ای نقش ویژه ای در مناسبات منطقه دارد و پذیرش مسوولیت های خطیر و راهگشا نیز در این راستا قابل ارزیابی است .

بدون تردید اتخاذ مواضع واقع گرایانه در روبرو شدن با رویدادها و تغییراتی که عرصه بین الملل شاهد عزم رفع برخی موانع و مشکلات ریشه دار و قدیمی است از نکاتی است که علاوه بر ایجاد فرصت های جدید می تواند زمینه ساز تهدیدات بالقوه برای ایران باشد ، بازنگری مبنایی و متناسب با تغییرات عمده جهانی ضرورتی اجتناب ناپذیر است که می تواند متضمن کسب حداکثر منافع در چالش های دیپلماسی ایران باشد .

پرونده فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران که در فرآیندی ناعادلانه و غیر حقوقی و بر اثر شرایط آن زمان عرصه بین الملل" که سایه تمامیت خواهی نظام لیبرال دمکراسی جهان را آزار می داد" به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شد و به دنبال آن سه قطعنامه ظالمانه علیه ایران بدون مخالفت حتی کشورهای به ظاهر دوست و همراه به تصویب شورای امنیت رسید ، لیکن حامل کمترین تاثیربر اراده و عزم ایران در پیشبرد اهداف صلح آمیز خود بود سندی گویا از عدم رضایت جهان از برنامه های اقتداراگرایانه جمهوریخواهان ایالات متحده آمریکا در پیگیری استراتژی هژمونی و نظام تک قطبی می باشد .

اما امروز جهان شاهد روی کار آمدن دولتی در ایالات متحده است که با شعار تغییر موفق به جلب افکار عمومی جهان شده است و حضور فعال این کشور در اقدامات جمعی جهانی نشان از بروز این تغییرات در سیاست خارجی آمریکا دارد که دامنه این تغییرات نمی تواند به پرونده مهم فعالیت های صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران کشیده نشود .

در این میان جمهوری اسلامی ایران باید متناسب با امنیت ملی و مصالح عمومی خود ضمن حفظ حقوق مسلم خود در استفاده از تکنولوژی مدرن ، سیاست به روز شده و واقع گرایانه ای را اتخاذ نماید و در دیپلماسی فعال به کسب بیشترین منافع برای خود مبادرت ورزد و از طرح مباحث کلی و مسائلی که ارتباطی با روح حاکم بر پرونده ندارد پرهیز نماید.

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 13:23 | لینک  | 

رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان به صراحت و قاطعیت تمامی تحلیل های چند ماهه اخیر برخی افراطیون را مردود دانست و در بیاناتی روشنگر تاکید داشتند "من، پيش قراولان حوادث اخير را به دست نشاندگي بيگانگان از جمله آمريكا و انگليس متهم نمي كنم چرا كه اين موضوع براي من ثابت نشده است" ایشان در پاسخ با اظهارات برخی دانشجویان که خواستار برخورد قضائی با برخی چهره های سرشناس و با سابقه انقلاب شده بودند فرمودند"در مسائلي با اين درجه از اهميت، نبايد با حدس و گمان و براساس شايعه حركت كرد".

تردیدی نیست جریانی افراطی و ساختارشکن که مدتهاست در سودای تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقها بر امور جامعه تلاش گسترده ای را برای حذف ذخائر انقلاب اسلامی آغاز نموده است، از پیش از انتخابات فضائی احساسی و غبارآلود مبتنی بر شایعات و تهمت ها را دامن زد تا میوه های خود را پس از انتخابات با پیش کشیدن مباحثی نامربوط و نامانوس با فرهنگ دین مدار ایرانی بچیند . یکی از این موارد طرح وابستگی برخی فعالان سیاسی مطرح و سرشناس انقلاب به بیگانگان و القاء کودتا یا انقلاب و یا جنبش مخملی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد ، هرچند رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا با صراحت بروز چنین بازی هایی را دون شان ایران اسلامی و ملت متدین و خداجوی آن ذکر کرده بودند و بسیاری از دلسوزان نظام طرح این تحلیل نادرست را پایه و اساس و توجیه گر بسیاری اقدامات انحرافی می دانستند و خطر آن را گوشزد کردند اما جریانی افراطی بدون توجه به این هشدارها دست به اقداماتی زد که مجموع کنش و واکنش های مرتبط با تحلیل های غلط مبتنی بر وجود ارتباط حوادث پس از انتخابات با بیگانگان و اصرار برانقلاب مخملی و ... منجر به گلایه دردآور رهبر معظم انقلاب شد که فرمودند "نظام اسلامي با پيشرفتهاي متعدد سالهاي اخير، در مرحله اي عالي از امتياز و آبروي منطقه اي و جهاني قرار داشت و مشاركت 85 درصدي و پرشكوه ملت بر اين موقعيت مي افزود اما ناگهان حركتي براي نابود كردن اين حادثه افتخارآميز صورت گرفت كه به اعتقاد من از قبل طراحي شده بود"

در هر حال امید است فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب فصل الخطاب ناآگاهان افراطی در هر دو اردوگاه اصولگرا و اصلاح طلب واقع شود و بازی های کودکانه ای را که به قیمت تهدید آبروی نظام اسلامی آغاز کرده اند خاتمه دهند و با حفظ حرمت و جایگاه انقلابیون سابقه دار که قطعا فقدان آنها انقلاب را تهی از سابقه و پیشینه خواهد ساخت و هیچ نوظهوری نیز توان پر کردن اینگونه خلاها را ندارد به ساخت آنچه ویران شده است همت گمارند.

با عنایت به فرمایشات رهبر معظم انقلاب بایستی تلاش برای تقابل میان مرجعیت و علما و السابقون انقلاب با مقامات عالی رتبه نظام اسلامی که متاسفانه چندی است از سوی نفوذیهای بدخواه در جریان اصولگرا زمزمه می شود و بوق های تبلیغاتی آنها نیز شبانه روز در آن می دمند متوقف گردد و زمینه بروز و ظهور ائتلاف انقلابیون اصیل و به کار گیری تدبیر بزرگان دلسوز نهضت امام خمینی (ره) ایجاد شود.

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 12:3 | لینک  | 

با وجود اعلام رئیس جمهور مبنی بر اعلام اسامی وزرای پیشنهادی برای دولت دهم در اوائل هفته آخر مردادماه ، تا ساعات پایانی روز آخرین چهارشنبه مردادماه نه تنها اسامی نهائی کابینه دهم منتشر نشد بلکه ساعت به ساعت به تعویق افتاد که این  رویداد نشان از بهار دولت دهم دارد . واقعیت این است که رئیس جمهور بعد از گذشت بیش از دو ماه از انتخابات نتوانسته است همکاران نهایی خود را برای دوره دهم ریاست جمهوری برگزیند و تلاش برای استفاده حداکثری و غیر معمول از رسانه های متعدد دیداری و شنیداری و نوشتاری رسمی و غیر رسمی نیز برای توجیه همین ناکاستی قابل ارزیابی می باشد .

هر چند رئیس جمهور برای جبران این نقص با اتخاذ رویکردی غیر متعارف و غیر ضرور با استفاده از امتیاز رسانه ملی شش همکار احتمالی خود را معرفی نمود لیکن این اقدام نیز نتوانست به اقناع افکار عمومی منجر شود و در موعد قانونی وظیفه قانونی خود را انجام دهد.

تردیدی نیست از پیامدهای آغاز بکار این چنینی هر دولتی می تواند علاوه بر بروز شائبه تزلزل در دولت دهم به واسطه عدم انگیزه همکاری نام آوران و کارشناسان خبره و شخصیت های باتجربه با این دولت و یا عدم انسجام تصمیم گیری در قوه مجریه ،نشانه بی توجهی و عدم تقید رئیس جمهور به قانون باشد.

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 19:41 | لینک  | 

وقایع و حوادث ناخوشایند پس از انتخابات بیست و دو خرداد ادبیات و تعاریف نوینی را وارد عرصه سیاسی و اجتماعی کشور نمود ، ادبیاتی که برخی از موارد آن با روح انقلاب اسلامی نامانوس و بیگانه می باشد .

یکی از این تعابیر گره زدن سرنوشت دولت دهم و رئیس دولت به سرنوشت انقلاب و یکسان دانستن رفتار دولت با منش نظام و حاکمیت است . هیچ تردیدی نیست دولت دهم بخش قابل توجهی از نظام مقدس جمهمری اسلامی می باشد اما باید توجه داشت میزان حضور و نفوذ دولت در حاکمیت بر اساس اصل 57 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مانند سایر قوا زیر نظر امامت امت می باشد و القای این تفکر انحرافی که دولت دهم به مثابه کلیت نظام بوده و هر گونه نقد و اعتراض و مخالفت با این دولت به معنای مخالفت با نظام اسلامی می باشد و یا اینکه هر نوع رفتار و کردار دولت مورد تائید نظام است، خطر بزرگی می باشد که گاهی اوقات از سوی برخی فعالان سیاسی بروز می کند و علاقه به گسترش این ذهنیت نادرست به جامعه دارند.

بر همین مبنا باید جامعه آگاه شود که این تلقی غلط بوده و عملکرد دولت ، کارنامه نظام محسوب نمی شود و از سوی دیگر دولتمردان نیز باید توجه داشته باشند که حدود و ثغور اختیارات آنها در قانون مشخص و تبیین شده است و گرفتار شدن در توهمات و خیال پردازی ها و تعمیم دادن آن به حوزه اجرا نه تنها هیچ دستاوردی برای آنها ندارد بلکه مانع بزرگی در مسیر پیشرفت کشور و تعالی ایران اسلامی و موفقیت دولت خواهد بود ، دولت باید به این نکته واقف باشد که با مجموعه ای از افراد " که الزاما باید مورد تائید و اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی باشند " صرفا یکی از قوای نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند که زیر نظر ولایت فقیه باید به انجام وظایف خود بپردازند .

 

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 21:13 | لینک  | 

از مولفه های حاکمیت مردم سالارانه وجود جریانات و تفکرات متفاوت و نهادینه شدن ظهور و بروز آنها در چارچوب مطالبات اجتماعی و مردمی است . نمی توان جامعه ای را آزاد و مردمی خواند اما به مهمترین مولفه آن یعنی فعالیت آزادانه و شفاف جریانات سیاسی و اجتماعی توجهی نداشت . جمهوری اسلامی ایران نیز با مبنا قرار دادن دین مبین اسلام و شریعت نبوی فعالیت آزادانه تفکرات و باورهای سیاسی منبعث از اسلام را اصلی غیر قابل خدشه معرفی کرده است .

بر هیمن اساس از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پس از پالایش نیروهای اصیل انقلابی دو جریان اصلی شکل گرفت که در مقاطع مختلف به عناوین گوناگون و متناسب با شرایط فعالیت مستمر و پویایی داشتند .

یکی از این دو جریان اصلی کشور جریان اصولگرائی می باشد که به واسطه وجود عناصر برجسته و شاخص حکومتی بیش از جریان دیگر در مدار حاکمیت قرار داشته است ، غالب بزرگان این جریان بیش از آنکه متعهد به مبانی حزبی و باندی باشند به مبانی دینی توجه نشان می دادند و از این رو چندان مناقشات جریانی و گروهی را در تصمیم گیری های خود تعمیم نمی دادند ، لیکن حضور در قدرت و تمرکز و توجه بیش از اندازه معمول به اصالت و هویت جریان اصولگرائی باعث شد تا تشنگان قدرت با تمسک به ظواهر جریان اصولگرائی راه های نفوذ به این جریان را بیابند و در پوستین اصولگرائی به این جریان رخنه نمایند . 

تردیدی نیست که جریان اصولگرایی نیز مانند سایر جریانات سیاسی و اجتماعی مصون از آسیب و تهدید نمی باشد و از همین رو مراقبت و دقت بیشتری را به واسطه حضور عناصر شاخص و برجسته آن در مناصب مختلف قدرت و حاکمیت می طلبد .

به همان میزان که پاشنه آشیل جریان اصلاح طلب در حوادث اخیر عریان شد ، نقاط ضعف و آسیب پذیری جریان اصولگرا نیز پنهان نماند . بی تدبیری در برخورد با اعتراضات مردمی ، اقدامات نامتعارف رسانه های منسوب به اصولگرایان که به تشدید برخی حوادث و تردیدها انجامید ، قدرت نمائی در خیابان ها و معابر عمومی و تلقی ایجاد فضای رعب و وحشت ، لجبازی و نزاع در سطوح مختلف مناصبی که در اختیار اصولگرایان قرار دارد  و از همه مهمتر بروز ادعاهایی در خصوص بازداشت شدگان و نحوه برخورد با آنها " در شرایطی که سه قوه مجریه و مقننه و قضائیه در اختیار منسوبان به این جریان می باشد"از مواردی است که لطمه و خسارت آن به نظام جمهوری اسلامی ایران به مراتب بیشتر از چند نامه و ادعا و سخنرانی می باشد.

جریان اصولگرا برای رهایی از این آسیب پذیری باید به تدبیر و راهکاری مناسب و ویژه روی آورد  و با احترام به سایر اعتقادات و تفکرات و سلائق موجود در این جریان در گام نخست به تمرکز مدیریت و رهبری در جریان مبادرت ورزد و گروه ها و احزاب و شخصیت هایی که قلبا و با طنا  تمایل به حضور در این جریان ندارند و پی یافتن تریبون و قدرت به این جریان وارد شدند ، را آزاد بگذارد تا تفاسیر خود از انقلاب اسلامی را در فضای دیگری به منصه ظهور بگذارند و از تریبون و پوستین جریان اصولگرائی که  تداوم حزب جمهوری اسلامی ، جامعه روحانیت مبارز تهران، راست سنتی ، محافظه کار و خط امام رهبری است برای منافع و اهداف خود استفاده نکند، گستره و ظرفیت جمهوری اسلامی به حدی گسترده و وسیع است که قطعا پذیرای جریاناتی به مراتب بیشتر از جریانات و احزاب فعلی کشور خواهد بود ، اما نفوذ شبیخون مابانه برخی بازیگران و تشنگان قدرت و اصرار آنها بر تغییر محتوای جریانات اصیل و اولیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران " برای منافع و مصالح اعتقادی خویش" لطمات و آسیب های جدی به انقلاب اسلامی وارد خواهد ساخت و دستجات نفاق را در جریانات اصیل به وجود خواهد آورد.

جریان اصولگرا ضمن انسجام راهبری در جریان باید آشکارا حساب خود را در اتفاقات رخ داده در حوادث اخیر روشن سازد و اجازه ندهد دامان این جریان به برخی اقدامات خلاف شرع و قانون برخی مجریان در هر مقام و منصبی آلوده شود . این جریان نباید سابقه پیش و پس از انقلاب خود را به توهمات و تصمیمات خودسرانه و لجوجانه عده ای ماجراجو گره بزند .

انتظار جامعه از نخبگان و خواص دو جریان قدیمی انقلاب اسلامی ، سکوت و انفعال در برابر ناراستی ها و کژیها نیست ، فعالان اصلی این دو جریان باید با ایفای رسالت خود در دفاع از مرجعیت و انقلاب اسلامی و دستاورد عظیم آن ولایت فقیه ، فعالانه با تبیین واضح و آشکار مواضع خود و نمایاندن مرزبندی با نفوذیهای درون جریانی ، مقدرات افکار عمومی را به هر طریق ممکن به دست گیرند و به روشنگری و اصلاح و پالایش متعهدانه بپردازند .

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 14:45 | لینک  | 

جریان اصلاحات به واقع یکی از جریانات موثر و درون ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد که بارها در عرصه های مختلف، وفاداری و پایبندی خود را به اصول و اعتقادات مبنایی و قانونی کشور نشان داده است . تائید حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر انشعاب از جامعه روحانیت مبارز و شکل گیری مجمع روحانیون مبارز از مصادیق بارز توجه ویژه رهبری نظام بر وجود اختلاف نظر و دیدگاه در چارچوب اصول نظام می باشد و آن را نشانه بالندگی و نشاط سیاسی ارزیابی می کردند.

دلسوزان راستین نظام با هوشمندی و فراست حضور دو جریان عمده در ساختار نظام را امری پسندیده و غیر قابل خدشه می دانند و همین امر مورد تاکید و مراقبت رهبر معظم انقلاب نیز بوده است .

بروز اتفاقات و حوادث اخیر، جریان اصلاحات را در آزمونی دشوار قرار داده است از یک سو برخی افراطیون سعی فراوان دارند تا با تکیه بر گفته های چند عضو این جریان حکم تکفیر و خروج از نظام برای این جریان صادر نموده و به زعم خود پرونده جریان اصلاحات را برای همیشه ببندند.

بازیگران افراطی این طراحی در واقع در حال انجام  توصیه های سعید حجاریان می باشند که به میخ های تابوت اصلاحات برای به تصویر کشیدن پایان انقلاب اسلامی اشاره می کرد.

از سوی دیگر عده ای افراد و عناصر نفوذی و افراطی درون این جریان  اصلاحات تلاش وافر دارند تا جریان اصلاحات را آخرین مرحله تحمل پذیری نظام معرفی کرده و این جریان انقلابی را از مسیر انقلاب خارج ساخته و به یک اپوزیسیون ضد انقلاب تبدیل نمایند .

جریان اصلاحات مملو از وجود عناصر برجسته و موثر و انقلابی می باشد که متاسفانه در سخت ترین عرصه و مقطع تاریخی خود قرار گرفته اند و تیزبینی و هوشیاری و درایت عناصر اصلی جریان اصلاحات می تواند امید و آرزوی افراطیون ساختارشکن نفوذی در هر دو جریان اصلی کشور را بر باد دهد . بدون تردید یکی از مهمترین عوامل برون رفت موفقیت آمیز جریان اصلاحات از این توطئه و فتنه توجه به وصایا و توصیه های حضرت امام خمینی (ره) می باشد که تاکید داشتند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور شما آسیبی نرسد .

باید اذعان داشت  در صورت آسیب دیدن جریان اصلاحات و یا اصولگرا ، نظام جمهوری اسلامی که یادگار قرن ها مجاهدت علمای راستین دین و مراجع تقلید می باشد با چالش های جدی روبرو خواهد شد و هیچ فرد و جایگاهی نمی تواند به ترمیم چهره مخدوش انقلاب مبادرت ورزد و پاسخگوی تاریخ باشد .

 در این میان نمی توان از نقش برخی از عناصر موثر جریان اصلاحات غافل شد  که پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بدترین نوع و شیوه اعتراض و انتقاد را پیش گرفتند و با ایجاد فضایی نامناسب و دور از شان انقلاب و انقلابیون که شیفیگی خدمت را بر تشنگی قدرت ارجح می دانستند بهانه های لازم و کافی را به افراطیون جریان مقابل و بیگانگان دادند .

مسلم است که حق نقد و اعتراض برای همگان محفوظ است و هرگونه تعرض و ممانعت از بیان نقد و اعتراض نوعی خودکامگی و ظلم محسوب می شود اما در مقابل نیز باید توجه داشت نوع و شیوه بیان نقد و اعتراض میزان سنجش صداقت  در نقد و اعتراض واصلاح و یا خدای ناکرده غرض و مقصود خاص در بیان این موضوع است.

حوادث اخیر رگه هایی از بی تدبیری و همراه شدن عناصر موثر جریان اصلاحات با ساختارشکنان "در هر پوستین موجه و غیر موجهی" و اهداف آنان را نشان می دهد که باید به اصلاح این روش مبادرت ورزید .

جریان اصلاحات می تواند بهترین و مطمئن ترین و موثرترین جریان نقد دولت دهم باشد و با ساز وکار قانونی به پیشبرد برنامه های خود برای ایرانی آبادتر و مرفه و آزاد و اسلامی اهتمام ورزد، قطعا در فضای آرام و قانونمدار می توان به یک حرکت منسجم و برنامه ریزی اقدام نمود و وظیفه و تکلیف حاکمیت نیز ایجاد فضای سالم و مناسب برای نقد منصفانه و درست حاکمان و فعالیت آزاد و قانونی بازیگران می باشد .

همه بازیگران سیاسی و فعالان عرصه تاثیرگذار باید به این نکته واقف باشند که استمرار فضای بدگمانی و تهمت و تردید و بی اعتمادی و در نتیجه جولان دادن غوغاسالاران و افراطیون و هرج و مرج طلبان در بیان و کردار به سود کشور و مردم نیست و مردم نجیب و شریف ایران استحقاق دستاوردی بالاتر و والاتر دارند .  

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 8:6 | لینک  | 

حوادث ناگوار و ناخوشایند پس از انتخابات ریاست جمهوری ، طعم حضور 40 میلیونی را به مذاق مردم ایران تلخ نمود . در این مجال قصد بر پرداختن علل و عوامل ایجاد این تلخکامی نیست بلکه انگیزه این نوشته بر یک تلقی نادرست و به شدت غلط و انحرافی است که متاسفانه در 50 روز اخیر و به خصوص در جریان محاکمه عوامل هرج و مرج های خیابانی و برخی فعالان سیاسی به وقوع پیوست و عینیت پیدا کرده است .

در این مدت بارها و بارها شاهد این القا بودیم که جریان اصلاحات نقش موثری در ایجاد آشوب داشته و در نهایت به دنبال براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است و برای اثبات این القا ضمن آنکه به تحرک برخی افراد منتسب به این جریان اشاره شده است به طور صریح از پیوند این جریان با عوامل خارج از کشور صحبت به میان آمده است .

هیچ شک و تردیدی در این باور وجود ندارد که برخی عوامل و عناصر کینه توز و ورشکستگان سیاسی برای عقده گشائی و تسویه حساب با انقلاب مردم ایران مجال ظهور و بروز را در جریان اصلاحات پیدا کردند، اما نباید از این نکته غافل شد که نباید اقدامات عناصر و فعالان یک جریان به پای کلیت آن جریان نوشته شود. به بیان واضح تر همانگونه که امکان ورود عناصر انحرافی در هر جریانی ولو اصولگرا وجود دارد امکان نفوذ عناصر مغرض و منافق در جریان اصلاحات نیز وجود دارد .

باید توجه داشت که عمده تلاش نهادها و دستگاه های بی طرف حاکمیت که دل در گرو هیچ جریانی به جز حفظ نظام ندارند ُباید معطوف به حفظ و نگهداری جریانات و گروه ها و احزاب اصیل انقلابی باشد ، باید تلاش کنند تا جریان اصلاحات از این آزمون، سربلند و پیروز، بر مشکلات و دسیسه ها فائق آید و به پالایش خود بپردازد نه آنکه اسیر توهمات و تندروی برخی افراطیون شده و بستر بدنامی و حذف یک جریان فراهم شود.

کوبیدن انحرافات و کژی های عده ای از عناصر موسوم به اصلاح طلب بر سر جریان اصلاحات که حضورش لازمه پویایی و نشاط سیاسی و اجتماعی کشور می باشد ، مسیر نادرست و غلطی است که متاسفانه برخی افراطیون ساختارشکن نفوذی در جریان اصولگرائی با شدت بسیار در حال پیمودن آن هستند و در کمال ناباوری درحال تهی ساختن تدریجی نظام از فعالان انقلابی  هستند .

اینکه بدون ارائه مدرک مستند و مستدل و صرفا بر پایه ادعای دو یا چند فعال سیاسی و یا مواضع مشکوک برخی از احزاب منتسب به این جریانات، یکی از دو جریان اصلی نظام و انقلاب که به همراه سایر بزرگان انقلاب  از موثران پیروزی انقلاب و از نزدیکان به حضرت امام خمینی (ره) نیز می باشند را به کودتا و براندازی و انقلاب مخملی و از این قبیل موارد متهم سازیم و انحراف عضو را به جریان تعمیم دهیم و قصد القای این نتیجه را داشته باشیم که جریان اصلاحات نه تنها وفادار و معتقد به انقلاب نیست ،بلکه در یک فرآیند کاملا مشخص و مدون و سیستماتیک با موساد و سیا و اینتجیلنت سرویس مراوده داشتند و از سال ها قبل به دنبال براندازی و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بوده اند ، نمی تواند اقدامی سنجیده و مناسب باشد، به خصوص آنکه در طول مدت پس از انتخابات " وحتی از زمان انجام مناظره ها و بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب بیان مطالب احساسی و غیر مستند" و به طور مشخص در جریان برگزاری دادگاه روز شنبه 10/5/88 بدون مدرک و سند اسامی برخی مسئولان طراز اول فعلی و سابق کشور به میان آمد که اثبات و حتی عدم اثبات آن عرصه نوین و پرافتخاری را در تاریخ انقلاب اسلامی خواهد گشود .

در هر حال باید توجه داشت که جریان اصولگرا و اصلاح طلب یا راست و چپ و یا ارزشی و خط امامی ، هر دو از پایه های قوام بخش انقلاب هستند و تلاش همه دلسوزان باید معطوف به پالایش و ارتقای جایگاه این جریانات در حوزه اعتماد افکار عمومی باشد و انحرافات و اغراض و قصور احتمالی وابستگان و حتی تعدادی از احزاب موجود در این جریانات نباید به انقلابی بودن جریانات مذکور آسیب و لطمه وارد سازد .  

نوشته شده توسط روح الله جمعه ای در ساعت 16:20 | لینک  |